بیوگرافی اوسی انیمم(آپدیت شده)؛
چهارشنبه بیستم مهر ۱۴۰۱ 13:48
نويسنده اين مطلب: 𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘴𝘱𝘦𝘦𝘥 | موضوع: ༄بیوگرافی༄ | ༄انیمه/مانگا༄ |
این همون پست بیوگرافی قبلیشه فقط ویرایشش کردم و زمانشو تغییر دادم*
سلام^0^
نام : کارولین
نام خانوادگی : ماتسودا
سن : 17
محل تولد : اوساکا
تاریخ تولد : 3 آگوست(اوت)/۱۲ مرداد(همون روزی که ساختمش به میلادی و شمسی)
داستان زندگی : از بچگی توی خونشون یک عالمه پرنده نگه میداشت و واقعا عاشق پرنده ها بود._. .یک روز وقتی میخواست بِره مدرسه متوجه صدای کمکی شد و بعد فهمید که صدای یک پرنده بوده؛به این ترتیب متوجه این شد که میتونه با پرنده ها حرف بزنه:||
قد : cm163
وزن : kg61
اخلاق : با اراده،بی خیال،باهوش،امیدوار
علایق : کتاب،پرنده ها،رنگ بنفش
رنگ مو : بنفش
رنگ چشم : آبی تیره

چندی فکت:
『✦حیوون خونگی مورد علاقش یه پرنده به اسم "هینا"هست..✦』
꒷꒦꒷︶˚︶︶꒷꒦˚꒦꒷︶˚︶︶꒷꒦˚︶˚︶︶꒷꒦
『✦..وقتی هشت ساله بود فهمید میتونه با پرنده ها حرف بزنه..✦』
꒷꒦꒷︶˚︶︶꒷꒦˚꒦꒷︶˚︶︶꒷꒦˚︶˚︶︶꒷꒦
『✦.. اولین نسخش اسمش سارا سرلی بوده..✦』
꒷꒦꒷︶˚︶︶꒷꒦˚꒦꒷︶˚︶︶꒷꒦˚︶˚︶︶꒷꒦
『✦..برای درسش به یه مدرسه ی شبانه روزی توی توکیو اومد و ازاون موقع به بعد همونجا تو توکیو زندگی میکنه..✦』
اگه چیزی مونده که بهش اضافه کنم بهم بگید^-^
هنوز فکر نکردم مال چه انیمه ای باشه شما پیشنهادی ندارین.-.؟
بای^-^
بیوگرافی رریتی؛-؛
شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۱ 12:55
نويسنده اين مطلب: 𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘴𝘱𝘦𝘦𝘥 | موضوع: ༄بیوگرافی༄ | ༄مای لیتل پونی༄ |
بله میبینین دیگه از بی ایدگی به بیوگرافی ها پناه بردمXD
نام:رریتی دایمند
القاب:رری
نوع:یونیکورن(تکشاخ)
نام خواهرش:سوییتی بل
خصوصیات ظاهری:رنگ موهاش بنفش و رنگ بدنش سفید و رنگ چشمش نیلی
کیوتی مارک:سه تا الماس
عکس بچگیش:

داستان زندکی و کیوتی مارک:اون توی یک مدرسه مثل بچه های عادی درس میخوند و هنوز نیروی شاخش رو بدست نیاورده بود.یک روز توی مدرسشون قرار بود لباس نمایش بچه ها رو طراحی کنه اما هر کار نمیکرد نمیتونست لباس خوشگلی با مدل جالبی طراحی کنه تا اینکه یک دفعه شاخش فعال شد و اونو برد و کنار یک سنگ بزرگ لب پرتگاه غیرفعال شد.رریتی میخواست اون سنگ رو بندازه که یک دفعه ای رینبومی که رینبودش برای دفاع از فلاترشای زده بود اون سنگ رو از وسط دو تیکه کرد و رریتی دید که توی اون سنگ پر از الماس و جواهر زیبا بود همون موقع یه فکری به ذهنش رسید و لباس نمایش رو از اون جواهرات دوخت.موقع انجام نمایش که رریتی کنار صحنه داشت اونا رو تماشا میکرد ناگهان کیوتی مارکش ظاهر میشه
حیوون خونگیش:یه گربه به نام اوپال
عکس حیوون خونگیش:
دوستان اصلی:توایلایت اسپارکل،اپل جک،فلاترشای،رینبودش،پینکی پای
عنصر:سخاوت
شغل:خیاط و طراح مد
علایق:زیبایی،جواهرات،تمیزی،لباس
تنفرات:چیزای زشت،ک*ث*یفی
خونش:یه خونه که توش با سوییتی بل خواهرش زندگی میکنه
استعداد ها:یک جادو بلده که هر جا جواهر و الماس باشه پیداش میکنه،دوخت لباس
چندی فکت ازش•-•
{در بچگی اصلا به زیبایی علاقه نداشت}
{برخلاف خودش مادر و پدرش و خواهرش اصلا به زیبایی اهمیت نمیدن}
بای•~•
بیوگرافی پینکی ؛-؛
دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ 21:38
نويسنده اين مطلب: 𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘴𝘱𝘦𝘦𝘥 | موضوع: ༄بیوگرافی༄ | ༄مای لیتل پونی༄ |
هعی زندگی؛-؛
نام:پینکی پای
القاب:پینکی(تقریبا همه)،صورتی(توی دوبله ی سورن:| )
معنی نام:کیک صورتی(پای صورتی)
نوع:پونی زمینی
نام خواهراش:ماربل پای،ماد پای و اون یکی که اسمش یادم نیس؛-؛
خصوصیات ظاهری:رنگ موهاش صورتی پررنگ،رنگ بدن صورتی کمرنگ و رنگ چشم آبی کمرنگ که در عکس اول پست مشاهده میکنید🤝
کیوتی مارک:سه تا بادکنک آبی و زرد
عکس بچگیش موقعی که تو معدن سنگ بودن:

داستان زندگی و کیوتی مارک:اون در بچگی به همراه خانوادش در معدن سنگی زندگی میکردن اونموقع پینکی پای دختر ناراحتی بود.یک روز موقعی که داشتن به خونه برمیگشتن پینکی یک رنگین کمون زیبا میبینه(رنگین کمونه کار رینبودشه تو رینبوم)و بعد از دیدنش خیلی خوشحال میشه و میخواد این حس شادی رو به خانوادش هم نشون بده پس میره توی انبار کنار خونشون...فردای اونروز مامان و باباش صداش میزنن و پینکی پای هم بهشون میگه که بیان توی انبار و اونا رفتن اونجا و با جشنی که پینکی گرفته بود مواجه شدن و لباشون شروع به لرزیدن کرد(اونا نمیتونن بخندن و لباشون میلرزه)پینکی پای ناراحت میشه خونوادش که ناراحتی پینکی رو میبینن سعشونو میکنن و بالاخره میخندن=0=بعدشم باهم شروع به جشن گرفتن میکنن و همون موقع کیوتی مارک پینکی ظاهر میشه.بعد از مدتی که پینکی بزرگتر شد به پونی ویل میاد و اونجا در کنار خانواده ی کیک زندگی جدیدی رو شروع میکنه...
خب دیگه خیلی طولانی شدXD
حیوون خونگی:یه بچه تمساح بی دندون به نام گامی
عکس حیوون خونگیش:

بهترین دوستان:توایلایت اسپارکل،فلاترشای،اپل جک،رریتی،رینبودش
عنصر:شادی
شغل:کیک پز و طراح مهمونی
علایق:شادی،مهمونی،کیک،بادکنک،دوستاش
تنفرات:تنهایی،غم
خونش:یک خونه ی دو طبقه که طبقه ی پایینش یک قنادیه و پینکی توش به همراه خانواده ی خانم و آقای کیک زندگی میکنه
استعداد ها:یجورایی پیشگو عه مثلا وقتی دمش میلرزه یعنی یه چیزی میخواد بیفته و ازین قبیل چیزا،کیک پزی،شاد کردن دوستاش
چندی فکت ازش•-•
{وقتی خیلی ناراحت میشه موهاش صاف میشه}
{بعضی وقتا یکم مس*خ*ره بازی در میاره ولی موجود باهوشیه}
{اون تو خونوادش تنها کسی بوده که موهاش رنگ شاد داشته}
{همه ی افراد پونی ویل رو میشناسه}
آخ دستمXD
بای•~•
بیوگرافی نیا(حیوون خونگی لایت اسپید)
یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۱ 16:2
نويسنده اين مطلب: 𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘴𝘱𝘦𝘦𝘥 | موضوع: ༄بیوگرافی༄ | ༄دیجیتال آرت(:| )༄ |
*یکی از آرتای قدیمیم ازش👆*
همونطور که از عنوان معلومه با بیوگرافی نیا اومدم^^
نام:نیا
نوع:خرگوش
رنگ چشم:آبی
رنگ موها:رنگین کمانی
توضیحات:اون با هر حیوون خونگی فرق داره!چون به لایتی تو مشکلات با نیروش کمک میکنه.اون نیروشو از گل رنگی رو سرش میگیره و در واقع از دنیای رابیت لند به اونجا اومده تا به یک دختر تنها کمک کنه و لایت اسپید که تنها بود رو پیدا کرد و بعنوان حیوون خونگی بهش کمک میکنه
چندونه فکت!
{پس از اینکه لایت اسپید تو تولد ۵ سالگیش با ناراحتی میره تو اتاق اون خود واقعیشو نشون میده}
{خوراک مورد علاقش کیک هویجه._.}
{اخلاق عجیبی داره و خیلی آروم و خونسرده مث خودم😁}
{هیچکس بجز لایت اسپید نمیدونه تو دلش چی میگذره}
اگه چیزی مونده بگید اضافه کنم

کنچیوا^-^
امروز با بیو از اوسیم اومدم:)
عکس اول پست ایشون یعنی اوسی، هستن0_0
ادیت بالا خیلی خاک خوردس برای همین بده
بریم سراغ بیو:
نام:لایت اسپید
لقبش:لایتی،لایت
نام خانوادگی:استار
سن:۱۶ سال
حضورها:رینبوراکس،پونی کوچولو،میراکلس
تنفرات:چای،تاریکی،دشمنی،پنیر صباحXD
علاقه ها:ورزش،غروب و طلوع خورشید،کیک
قدرت:تنظیم سرعت و زمان طلوع و غروب خورشید
رنگ جادو:رنگ چشماش •-•
نوع:آلیکورن
خصوصیات:چشماش نارنجی مایل به زرده و بدنش صورتی کمرنگه و موهاش ترکیبی از رنگ بنفش سفید و صورتیه.خیلی شاد و مهربونه،حیوونات رو دوسداره
اعضای خانوادش در حال حاضر:خالَش
رنگ مورد علاقه:صورتی💖
نشونه رنگ موهاش:بنفش به معنای جادو،سفید به معنای صلح و صورتی به معنای مهربونی
شغل:پرنسس
کیوتی مارکش:

داستان زندگی:قبل اینکه لایت اسپید بدنیا بیاد پدرش میمیره و در دو ماهگی مادرش و خالَش(لایرا) به ماجراجویی در یک غار وحشتناک و پر کریستال رفته بودن و مادرش در یک اتفاق ناپدید میشه و لایرا(خاله ی لایت اسپید)اونو بزرگ میکنه و درباره ی این اتفاق بهش هیچی نمیگه و لایت اسپید از دو ماهگی پرنسسی رو به عهده میگیره و تا ۱۸سالگی فکر میکنه مادرش مرده در ۱۸ سالگی ماجرا رو میفهمه و یواشکی اونجا رو ترک میکنه تا مادرشو پیدا کنه و لایرا که میفهمه به دنبالش میره .اون از بچگی هیچ دوستی نداشت چون آلیکورن بدنیا اومده بود همه بهش حسودیشون میشد و دوست نداشتن باهاش دوست شن تا اینکه در ۱۲ سالگی تو مدرسه متوجه یک فرد خبیث میشه که خودشو به شکل یکی از دانش آموزا در آورده و میخواد مدرسه رو نابود کنه .لایت اسپید که این موضوع رو فهمید سعی کرد یه راهی پیدا کنه که اونو شکست بده در همون ماجرا دوست پیدا میکنه و بکمکه دوستاش اونو شکست میدن و بعد یه قصری بوجود میاد و اونا تا الان توی اون قصر همه چیزو مدیریت ميکنن
خب دیگه واسه داستان زندگی زیادی طولانی شد•-•
عکس بچگیش:
*این ادیت هم خیلی خاک خوردس*
حیوون خونگیش:یه خرگوش به نام نیا که عکس این زیر هست

بیوگرافی حیوون خونگیش بکوب
شغل خالش:یک کافی شاپ داره که بعضی اوقات لایت اسپید تو ادارش بهش کمک میکنه•-•
به سبک ام ال پی در اتاقش:
*این هم خاک خوردس.-.*
شیء جادویی:یک کش مو که بهش قدرت میده سرعت و زمان طلوع و غروب خورششید رو کنترل کنه(تو خانوادش هرکی یک شی جادویی داره که باهاش میتونه یکی از ویژگی های طبیعت رو کنترل کنه)
خب این پستم تموم گشت•-•
سایونارا•-•



